تبليغاتX
طنز کتابداری
طنز کتابداری
اندر احوالات شوهر نمونه
 

             

اندر احوالات شوهر نمونه

(عن قریب در شمارۀ دهم ماهنامۀ استانی اطلسی­ها منتشر شود)

امیر ریسمانباف(ناراحت الدوله)

   الیوم در غور و تفحّص در شبکۀ غریبۀ اینترنت بودیم که عرایضی را از یک نویسندۀ مجهول­الحال که از قضا ذلیل­النسوان (زن ذلیل) هم بود، خواندیم. معروضه بدین شرح بود که شوهر نمونه آن است که از برای متعلّقه­اش (همسرش) چنین باشد: يك دوست، يك مونس، يك عاشق، يك برادر،  يك پدر، حتّی اگر شده در نقش مادر و خاله و عمّه و خواهر و امثالهم ظاهر شود، يك طباخ حاذق (سرآشپز)، يك الكتريسين، يك نجّار، يك لوله­كش، يك مكانيك، يك متخصّص در حمل و نقل اثاثیۀ منزل، يك متخصّص در مد حالیه (مد روز)، يك دافع آفات و حشرات موذی امثال اقسام مارمولک، سوسکیّات (جمع مکسّر سوسک)، مگسیّات و قس علی هذا، يك طبیب روان و جان (روانپزشك)، یک مستمع (شنونده) نمونه در مدّت­های طولانی مصاحبت با متعلّقۀ محترمه لااقل در زمانی به طول طلوع تا غروب خورشید یا بالعکس، بسیار نظیف و پاکیزه، دلسوز و دلسوخته، ورزشكار و پهلوان (ترجیحاً من جملۀ قوی­ترین مردان سرزمین مادری­اش باشد)، گرم، در هر حال چونان گرگی در حال مراقبۀ اهل و عیالش، متهوّر، خوش طبع و خوش قریحه (بانمك) در حدّ حافظ و امثالهم، فهميده و بسیار درّاک (درک­کنندۀ جمیع احوال اهل بیت)، صبور در مواجهه با انواع اصوات چونان جیغ­ها و نق­ها و نوق­ها و فریادها و تحقیرهای روانه شده از جانب متعلّقه و خاندانِ متعلّقه؛ ضمن آنکه نباید لحظه­ای این اعمال را فراموش دارد: تعريف كردن مرتّب از متعلّقه و خاندانِ شریفۀ متعلّقه، عشق ورزيدن به ابتیاع (خرید) فراوان، تولید و احیاناً چاپ مستمر پول و نیز ضرب مسکوکاتی از قبیل زر و سیم در حدّی که از حدّ پارو بالاتر رود، عدم هر گونه نگریستن به احدی در هر مکان و زمانی؛ و نیز باید که تمام توجّه و همّ و غمش برای اهل بیتش باشد؛ و به عوض، انتظار كمتري براي خود داشته باشد، و همچنین است که هرگز زادروز میلاد متعلّقه و نیز سالگشت تزویج­شان را فراموش ندارد؛ باشد که شاید گوشۀ چشمی از همسر و خاندان مکرّم همسر به وی روانه شود.

   

                   

چون از خواندن این مطلب محیّرالعقول فارغ شدم، لازم یافتم تا به اسناد و مدارک قدیمه و جدیده در این باب مراجعت کنم. نخست به سراغ کتاب «آداب الذلیلات»، اثر «ابن وردنۀ مادرمرده»، ملقّب به «زن­ذلیل­ بن ذلیل بن ذلیل»، رفتم. وی در آداب زن­ذلیلی چنین مرقوم داشته بود: «چنانچه خواهی که شوهر مناسبی باشی باید که پس سرت را تا حدّی بتراشی که برای دریافت پس­گردنی از جانب همسرت مانعی نباشد؛ و چه بهتر که اندازۀ پسِ گردنت، همسطح کفِ دست متعلّقه­ات باشد. نیز باید در هنگامۀ اصابت وردنه به سرت و چه بسا کف گرگی و پس­گردنی، به قدر ارزنی هم جاخالی نداده، بلکه مشعوف هم شوی و سپاس هم نمایی؛ دیگر آنکه از هر قسم پس­اندازی توبۀ اکید کرده و چونان آب روان، خرج و بلکه پول و زر و سیمت را تلف کنی!»

   «ابن­حیف توسری­خور»، ملقّب به «میرزا پفکی گربه دیده» در کتاب «المشاهدات عندالحجله» پس از توصیف مشاهداتش در باب قتل فجیع و رقّت­بار یک فقره گربه در پای درب حجله، نوشته است: «حیات خوش و آسوده در آن است که آن هنگام که در محضر اهل و عیال، و علی­الخصوص متعلّقۀ محترمه به سر می­برید، جز کلمات قصاری چون «به دیدۀ منّت»، «به روی دیده»، «به روی تخم دیده­هایم»، «دیده­ام کور»، «دیده­ام درآید...»، «دیده­ام، کاسۀ خون»، «قدمتان به دیده» و امثالهم، حرف و صوت دیگری از لسان و دهان خارج نشود». و نیز نوشته است که در برابر متعلّقه­ات، دو کار را فراوان انجام ده و از دو کار، فراوان بر حذر باش. به قسمی که در این دو عمل خیر کوشش دار که فقط استماع کن و به گفتن «چشم»، اکتفا؛ و از دیگر سو از این اعمال بر حذر شو: در معیّت همسرت هرگز از کنار هیچ گربه­ای رد مشو و هرگز هر چند به مزاح، اصوات «میومیو» از خود ساطع مکن!

   امّا در میان اسناد جدیده دیدم که «مستهجن­الملک یانکی مآب» هم در یادداشتی آهنگین در اثرش با نام «آثار المالیه فی­ تزویج و الحالیه»، چنین آورده: «در هنگامۀ اقامت در یکی از بلاد کفر دیدم که ضعیفه­ای خطاب به خواستگارش ندا در داده که: به خاطر من نرو! سرويس طلا، هديه كن! بغضتو بشكن آروم! اگه مي­خواي سكته كن... و نیز باز ندا می­داد که: به خاطر تو مي­مونم! يا پول یا هر کس دیگه، قدر دلار رو مي­دونم، يا پول يا هر كس ديگه!» مستهجن­الملک افزوده که با شنیدن این ترانۀ رقّت­بار، تا چند صباحی از هوش برفتم.

   «متوّحش­النساء»، ملقّب به «کفگیرخور الملک دایم­الفرار» هم در اثر سترگش با نام «التناول الپاچه فی شدّه الماچه» (ماچه= ماچ + های تأنیث) که به اختصار «جگرنامه» هم نام گرفته، در باب شوهر نمونه چنین آورده است: «و امّا شوهر نمونه آن باشد که از فرط شوق به کلمۀ «زن»، خانه­اش را پر از «بادبزن»، «همزن»، «زنبیل» و خلاصه هر آنچه که در آن، کلمۀ زن به کار رفته، نموده و آن قدر «زن زن» کند تا حلقومش پاره شود؛ و از فرط زن­ذلیلی فجیع، در خاندانش او را «حال­به­هم­زن»، لقب دهند».  

   فی­الحال که این همه از صفات شوهر نمونه خواندیم، دچار سرگیجه­ایم. دست به دعاییم تا شاید گلاب به رویمان و نیز به رویتان، ما نیز در عداد شوهران نمونه باشیم.    

    

  

|+| نگاشته شده در یوم جمعه یازدهم اردیبهشت 1388   به قلم مبارک کتـــابگذار اعظـــــم  | 

 
offshore bank account

sevom blog