شخكائيات
توضيح :
اين نام متعلق به گروه مخوف و زيرزميني " شبكهي خاله زنكهاي كتابگذاران " است. و با ديگر گروههايي با نام مشابه " شخكا " مانند شبكه خنگهاي كتابگذاران، شبكه خبرسازان كتابگذاران ، شبكه خبرنگاران كتابگذاران ، شبكه خبرگزاران كتابگذاران، شبكه خرخوانهاي كتابگذاران، شبكه خاك تو سر شده هاي كتابگذاران و ... و ... هيچ نسبتي ندارد و هرگونه مشابهت در كوتهنام (نام اختصاري) تصادفي است! .....
شخكا يكي از شاخههاي هرسنشدهي كتابگذاري است كه به اقتضاي فضاي مناسب اين كسوت!!، رشد و نمو يافته و خود به درختي تنومند بدل شده است. راجع به شخكائيات و منشاء پيدايش آن مطالب چنداني در تواريخ يافت نگرديد اما از معدود منابعي كه در اين زمينه به زيور طبع آراسته شده ميتوان به شخكائيات ابنكتابگذار اطلاعرسان اشاره كرد كه در آن راجع به شخكائيات و شخكائيون تقارير و توضيحات مفصلي ارائه شده است.
ابن كتابگذار معتقد است كه اطلاع رسانِ تازي و تندرو و مبدع و پديدآورنده فرقه شخكائيون است. وي بر اساس مكتب فكري خويش، اعمال و آداب و رسومي، براي مريدان خويش واجب ساخته كه به شخكائيات مشتهر گرديد .
برخي از اين شخكائيات عبارتست از :
· دست در مَمَاغ ( همان دماغ در زبان شخكائي) خويش كردن به هنگام تفكر و تعقل تا از اين طريق قوه محركه مَمَاغ يا همان ذهن و مغز به تكاپو افتد!
· هيچ كس را به جز خويشتن قبول نداشتن: كه اين از اصول مسلّم شخكائي بوده و پيرواني كه اين اصل را رعايت نمي كردند از اين فرقه براي هميشه مطرود مي گرديدند و چنان بوده كه افراد هر چه از نظر مقام و سوات، ارتقاء رتبه مي يافتند اين حس در آنها تنومندتر مي شد!
· خاله زَنَك باز بودن: به آداب خاصّهي شخكايان عبارتست از در زندگي همه سرك كشيدن و احوالات راست و دروغ بر ايشان نسبت دادن و در همه مراسمات بر همه بازگو نمودن و هر آنچه شنيدن با آب و تاب پراكندن و پروراندن يك كلاغ به چهل تا چهارصد كلاغ (هرچه بيشتر، شخكائي قويتر!).
· خويش را دايه مهربانتر از مادرِ مردم نشان دادن: به قصد قربت احوالات خصوصي كسي جويا شدن و عنقريب به تمام شبكه مخابره كردن! در اين فقره لذتي نهفته است كه جز اهلش درنيابند!
· بدگوئي و غيبت كردن: كه از مسلّمات پذيرفته شده شخكائيان است: كار چه خوب باشد و چه بد بايد آنچنان بنمايي و تعريفات چنان بر ديگران بازگو كني كه فاعل آن عملا مهدورالدّم گردد!
· آثار و انديشه ديگران به نام خود ثبت كردن و عنوان نكردن ماخذ اطلاعات: شعار " نبين كي گفته، ببين چي گفته" از اين اصل گرفته شده است. " ميرزا مبارزالدين " مشهور به "آنتي استناد" از شخكائيهاي معروف عصر قفسهچوبيان شعري در اين رابطه دارد بدين مضمون :
بنده دارم از خودم يك اعتقاد كه شده حاصل زِ عمري اشتهاد
آن هم اين باشد كه در دنياي علم ريشه بدبختي است اين استناد!!!!!
· تلاش براي زراندوزي: از ديگر شخكائيات مهم و متداول در طول تاريخ شخكائيان است. "فلوس خاتون" از شخكائيهاي دوره خرچراني در شعري خطاب به همسرش "ماني خان" اهميت پول را در زندگي چنين عنوان مي كند :
ندارد فرقي اي آقاي ماني چه تو ماني چه پيش من نماني
برو ليكن حواست جمع باشد كه هي بفرستي از بهرم تو ماني (Money)
· خود را نخود هر آش كردن: كه راجع به اين فقره "ابن عَنتر فضول باشي" ميفرمايد :
هرجا خبري ست اهل شخكا آنجاست و اندر دل او چه شور و غوغا برپاست
باشد نخودِ جنسِ خرابي به پيِ دریافت اينكه موطنش آش كجاست ؟
محصول مشترك وكيله الرعايا و كتابگذار اعظم
معرفي كتاب / از : وكيله الرعايا
و امّا مطابق روال گذشته، اين ماه نيز كتابي در زمينه طنز براي معرفي به شما طنزدوستان انتخاب و معرفي مي گردد. كتابي كه اين بار به معرفي آن مي پردازيم، كتابي است با عنوان «طنزآوران امروز ايران» كه به همّت عمران صلاحي و بيژن اسدي پور نگاشته شده است در اين كتاب معرفي 40تن از طنزآوران نام آور معاصر ايران به همراه 51 داستان برگزيده از آنها با ترتيب الفبايي نام نويسندگان آورده شده است؛ با خواندن اين كتاب مي توان علاوه بر مطالعه اجمالي آثار طنزنويسان بزرگ ايران، با نوع نگارش، قلم و ويژگي هاي آثار ايشان آشنا گرديد و با مقايسه اين آثار، به نكات ارزشمندي در زمينه طنز نوشتاري نويسندگان معاصر ايران دست يافت.

اين كتاب در سال 1373 به طبع رسيده و به همين دليل شايد واژه ي «امروز» در عنوان اين كتاب چندان براي ما مانوس نباشد و درواقع "امروز" براي نويسندگان اين كتاب به ديروز براي امروز ما تبديل شده است!
با اين حال مجموعه اين كتاب مجموعه اي نسبتا كامل از طنزنويسان برهه اي از تاريخ طنزنويسي ايران است كه يكي از ويژگيهاي اصلي و ارزنده ي اين اثر محسوب مي شود. از جمله افرادي كه در اين كتاب به معرفي آثارشان پرداخته شده مي توان بزرگاني چون جلال آل احمد، نادر ابراهيمي، احمد رضا احمدي، منوچهر احترامي، استاد رضا گنجه اي، باستاني پاريزي، صمد بهرنگي، ذبيح بهروز، ابوالقاسم پاينده، ايرج پزشكزاد، محمد پورثاني، عباس توفيق، فريدون توللي، حسن تهراني، محمد علي جمالزاده، صادق چوبك، ابوالقاسم حالت، علي اكبر دهخدا، پرويز شاپور، كيومرث صابري، منوچهر صفا، عمران صلاحي، كيومرث منشي زاده و هوشنگ مرادي كرماني را نام برد.
اين كتاب توسط نشر مرواريد و در سال 1373 براي نخستين بار منتشر گرديده و به چاپ هشتم در سال 1384رسيده است.
مطالعه اين كتاب را به همه طنزنويسان، طنزدوستان و كتابدوستان عزيز و فرهيخته توصيه مي كنيم.