تبليغاتX
html> طنز کتابداری
طنز کتابداری
در کتابخانه ( شعر نو )
 

منبع کاریکاتور :  هفته نامه گل آقا

در کتابخانه

به یاد اسطوره شعر نو : مهدی اخوان ثالث ( م امید ) 

 

این شعر در حقیقت نوعی شوخی با اشعار استاد اخوان ثالث است و داستان مردیست که برای بازگرداندن کتاب امانتی خود به کتابخانه می آید و از فضای نامطبوع کتابخانه به دانشی آدم یا همان کتابدار گلایه می کند ......

  

فضا اینجا بسی تنگ است

و حالم رنگ و وارنگ است

و هر جنبنده می بینی

گرفته شاخه ای از نور در دستش

در این باریکه هستی

به شدت با تپل غولی

که از جهلش بزائیده

به پیکار است

و در جنگ است

و من آغشته از دردم

سرم گوئی ورم کرده

چو یک گردونه توپی که

چو جرم آسمانی جنسش از سنگ است

ز بوی لاشه پایی

که چندین وقت می باشد

درون قطعه ای پوشش

که جورابش بگویندش

نمیده، خیس و عطر آگین

چه عطری ؟

گند ترکیبی پلشت آذین

و من مدهوش و سرگشته

به دنبالت

نگاهم را

به هر کنجی فرستم

تا مگر، شاید

بیابم ردپایت را

و آنگه بانگ بردارم

آهای ای دانشی آدم

بلی، آری ، منم با تو

منم با تو که جامت را

نموده پر ز دانش

- وای باز این دانش

آخر فرق آن را ما نفهمیدیم

با داده ؟

اگر چه درک آن گوئی

بود بسیار هم ساده

ز گنج اطلاعاتی

که در گنجینه گاهت[1] بود پوشیده

و آن را هدیه کردی

با سخاوت

بر من محتاج درمانده

آهای،

اکنون منم با تو

تو که شاید ز خود پرسی

ز بهر چیست اینجایم ؟

و من گویم به سبک شعر م امید – :

 

(( من اینجا آمدستم وام بگزارم

کتابت را به روی جام[2] بگذارم ))

 

 

                                                   ((  کتابگذار اعظم  ))



[1]  اشاره به کتابخانه

[2]   يكي از معاني جام در زبان عربي به معناي شيشه است و منظور از جام در اینجا شیشه روی میز کتابدار است و این قطعه از شعر اشاره به برگرداندن کتاب امانت برده شده به کتابخانه دارد.

 

|+| نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1385ساعت   توسط محمد زره ساز  | 

 
offshore bank account

sevom blog