تبليغاتX
html> طنز کتابداری
طنز کتابداری
همکاری بین کتابخانه ها و خار در چشم

همکاری بین کتابخانه ها

 

سلام. کاریکاتورهای زیر جملگی از مجله اتفاق انتخاب شده اند که دوست عزیزم آقای سعید جمالی آنها را برای من ارسال کرده است. اتفاق نشريه‌اي خبري در حوزه اشتراك منابع و همكاري بين كتابخانه‌ها است كه به صورت ماهانه- به غير از ماههاي فروردين و شهريور- با پشتيباني پژوهشگاه اطلاعات و مدارك علمي ايران و بوسيله دفتر اشتراك منابع از دي‌ ماه 1379 منتشر مي‌شود

.( البته بنده فضولی کرده و افاضات مستجاب الدعوه و وکیل الرعایا را با اجازه بر نوشته های ارسالی افزودم )

 

پيش‌نياز يك همكاري موفق، آگاهي است.           «ريچارد هال»


 

 

ترس كتابخانه‌هاي بزرگ از اين‌كه منابع آنها بيش از اندازه استفاده شوند، يكي از موانع اشتراك منابع است.

« اورين نولتينگ»

 

 

 

                                           اگر بر در مکتبه قفل محکم زنی

دعا می کنم تا مرض گیری و جان کنی

( مستجاب الدعوه )

 

 

 

 

گاهی دیدار یک کتاب در یک کتابخانه از ملاقات با یک زندانی سیاسی ممنوع الملاقات سخت تر است . ( وکیل الرعایا )

 

 

خار در چشم

طنزي از دوست عزيزم : سيدقطبي

 

 طنزنويس:  آنكه خوشي زده زير دلش ؛ دنبال درد سر مي گردد .

 نتيجه كار طنز نويس : مي خواست ابروي اجتماع را درست كند ؛ نتوانست ؛ ولي چشم خود را كور كرد.
 
نظر از ما بهتران درباره اش : بدبين ابدي ؛ مغضوب عليهم ؛ كوه كن كاه.
 
آمارش : به تعداد انگشتان يك دست نمي رسد؛ رشد جمعيت منفي است .به نظر مي رسد به زودي منقرض مي شوند.
جايگاه اجتماعيش : موي دماغ ؛ نخود هر آش
؛ هميشه در حال غر زدن ؛ دل شير ندارد ولي با دم شير بازي مي كند؛ همگان در نزد آنها مراقب؛ تا نشوند سوژه واجب.
 
آسيب شناسي طنز : آنكه مي خواست طنز بنويسد؛ سر از باز توليد داستانهاي دنباله دار درآورد.
 
زبانش :از نيش عقرب هم دردناكتر است ؛ ولي ظاهرا اقتضاي طبيعتش اين است .
 
عاقبتش :هيچگاه به سن رشد نرسيد ؛ به علت خوشي زياد جوان مرگ مي شود؛ يا جوان مرگش خواهند کرد. 

 

|+| نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت   توسط محمد زره ساز  | 

غلط کردم نامه و ادامه رونمایی از یک سند تاریخی
 

 

توضیح کاریکاتور : کتابگذار اعظم در حال بیان افاضات و محاسبه وجوه خزانه کتابخانه

 

غلط کردم نامه و ادامه رونمایی از یک سند تاریخی

به یاد اعجوبه طنز معاصر : زنده یاد عمران صلاحی

 

توضیح : پس از انتشار سند تاریخی کشف شده توسط درویش علی مخزن چی از وبلاگ طنز کتابداری تهدیدات عظیمه رنگ و روی جدی گرفت و لنگ کفشها به سوی کتابگذار اعظم باریدن. از این رو با توجه به بیم از دست رفتن جان و نابود گشتن خان و مان دست به دامن درویش علی شدیم که یا شیخ اندکی در اسناد و اوراق خود مفاحصه کن شاید ادامه سند پیشین را بیابی و ایشان نیز که گویا گوشمال حسابی شده بود از خدا خواسته دست رد بر سینه ما نزد و ادامه سند را برای ما رو کرد :

" چون پیغام رجال کتابدار به کتابگذار اعظم رسید وی که از عالم فقر و درویش نهادی و سلامت نفس و صلاح اندیشی که از اجداد کتابگذار عالی مقدار خود به یادگار داشت حکایات موعظه آمیز ملایم که شیوه بزرگان است بیان نمود و به نماینده کتابداران پیغام داد که درست است که شما دخل نسوان کتابدار را در امور کتابخانه مبارکه صلاح نمی دانید اما بدانید و آگاه باشید که اگر پیشرفت روزافزون را در بلاد کتابخانه شاهد و ناظر هستیم و احوال آن بر انتظام جاری است و امورات بر مجاری خود مستمر و تمام کتب و منابع قدیمه منتظم و خزانه ما معمور و آباد و حشمت و بزرگی ما برقرار و روزگار موافق مراد همه به علت استفاده از نسوان کتابدار در امور مهمه کتابخانه می باشد. تا چندی پیش که رجال در مصدر امور مهمه بودند تفرقه و پریشانی برقرار و شاهد و باعث سکون و عدم حرکت و نهضت در بلاد کتابخانه مبارکه و تهی بودن خزانه آن بودیم . شکرا لله که به لطف استفاده از نسوان هم اکنون دارای قدرت فراوانیم به نحوی که دشمنان ما در سایر کتابخانه ها با وجود عدت و حدت فراوان نمی توانند با کتابخانه مبارکه ما شیوه مخالفت و طریقه معاودت برگزینند. پس با توجه به وجود چنین نسوان با کفایتی باید گفت :

فلو کان النساء بمثل هذی

لفضلت النساء علی الرجال

( یعنی : چنانچه همه زنان به مانند این زنان باشند پس تمام آنها را بر مردان برتری خواهم داد )

حال با وجود این قابلیات ذاتی در مبادی ایشان که باعث گردیده که کتابخانه قدم بر معارج ترقی بنهد و با توجه به این استعداد طبیعی و اکتسابی و طبع سلیم و عقل مستقیم و همت بلند و بخت ارجمند و قوت ممیزه و صفوت درک و جودت ذهن و جوهر فهم و طبیعت موزون و تمیز اشعار و استفاده از علوم متداوله و قید شرع و طهارت ظاهر و عفت باطن و سخاوت نفس و احسان و صفت حلم و خلق و سایر خصال مرضیه و اخلاق حمیده که به آن ممتاز و مستثنی می باشند چگونه می توان از وجود آنها در امور مهمه کتابخانه چشم پوشی نمود. پس تو هم ای نماینده کتابداران بهتر است که از جانب یاران و همقطاران خود استغفار نموده و طلب آمرزش نمایی و گرنه همه شما مردان کتابخانه را به شدت تادیب خواهم کرد.

نماینده کتابداران چون اوضاع بر این حالت دید از روی ترس و پاچه خواری و طلب استغفار از کتابگذار اعظم لب باز کرد و فی البداهه چنین سرود :

 

الا ای ملت نسوان نرنجید

غلط کردم نفهمیدم ببخشید

 مرا با لنگه کفش خود نرانید

پس از آن زیر لب قه قه نخندید

 اگر چه من شما را حرص دادم

ولی از حرص من هرگز نگریید

 بود تقصیر این یاران مردم

بر این یاران من تهمت ببندید

 تو هم ای صاحب شولای مردی

گناه زن چزانان را ببخشید "

 

و اما پیام اخلاقی این طنز :

 از مرد و زن آنکه هوشمند است

کاندر همه حال سر بلند است

 بی دانشی اگر زن است اگر مرد

باشد به مثل چو خار بی ورد

 

                          ( منتسب به مهد علیا مادر ناصر الدین شاه )

 

|+| نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت   توسط محمد زره ساز  | 

جنگ همکاری

 

طنز و کاریکاتور جديدي از دوست عزيزم سعيد جمالي نويسنده وبلاگ عربخانه به دستم رسيده است كه با اجازه ايشان در وبلاگ طنز كتابداري قرار مي دهم :

 

جنگ همكاري

 

     باستان شناسان موفق شدند لوح يافت شده در حفاريهاي اخير را كه گفته مي شود مربوط به يكي از اولين كتابخانه هاي كشور است بازخواني كنند. ظاهرا" اين لوح مربوط به يك توافق همكاري با چند كتابخانه ديگر است. بخشي از اين توافق به اين شرح است:

    خداوندگاران و اربابان كتابخانه ها چنينین اراده فرمودند كه براي ثبت در تاريخ و عبرت آيندگان، بناي همكاري با يكديگر گذارند و اين الزامات را تعهد فرمايند:

1- همانا منظور از اين توافق ثبت مراتب سخاوت ما در تاريخ است، پس به آنچه آيندگان به آن شعار گويند همت والا مي گذاريم و از اتلاف وقت در امور ديگر پرهيز مي كنيم.

2- اين بناي همكاري، همه لوازم، منابع و امور كتابخانه ها را دربر مي گيرد الا آنچه بر آن ظن سود براي ارباب رجوع مترتب باشد.

3- هر كتابخانه اي كه محتاج ديگري شد، صد البته بايد مسكوك كافي براي رفع حاجات خود بپردازد.

4- فرستاده هر كتابخانه را در كمال احترام به كتابخانه خود راه نمي دهيم مگر اينكه سبيلمان را به نحو شايسته و در حد مقتضي چرب نمايد.

5- اگر فرستاده كتابخانه اي به هر نحو موي دماغ شد، كتابخانه ديگر مجاز است او را به هر بهانه اي مانند نداريم و برو فردا بيا از سر باز نمايد.

6- مبرهن است كه حساب نجيب زادگان و بزرگان هر طرف كما في السابق، عليحده و مقدمشان بر سر چشم همگان است. براي اين اكابر البته هيچ حاجت سفارش نيست.   

 

ضـرب المثـل هـاي همكـارانــه اي !

-  يارو را توي كتابخانه راه نمي دادند، سراغ ميز امانت را مي گرفت.

- همكـاري مـان به جاي خود، كتاب امــانـت نمـي دهيــم.

- اول عضويت خود را در طــرح غــديــر ثابت كن، سپس تقاضاي امانت كتاب كن.

- تـاخير كه زياد شد، چه يك هفتـه چه صـد هفتـه.

- به انـدازه كـارتهـاي امـانت كه داري، تقـاضـاي امـانت كتـاب كن.

 ·       همكاري كردن، دولادولا نمي شه.

·       دگران امانت دادند و ما خوانديم، ما امانت مي دهيم تا دگران بخوانند.

·       آدم خوش حساب، شريك كتاب هاي ديگران است.

·       چو كارتت نيست، كتاب آهسته تر گير.

·     كتاب خونا ياري كنيد تا ما كتابداري كنيم.                                                     

                                                       لنگ دراز

عنوان مطلب بعدی :

غلط كردم نامه و ادامه رونمايي از يك سند تاريخي ( از كتابگذار اعظم و درويش علي مخزن چي )

 

|+| نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت   توسط محمد زره ساز  | 

 
offshore bank account

sevom blog