تبليغاتX
html> طنز کتابداری
طنز کتابداری
مطالعه

 

-      آقا، مطالعه كنيد؛ هر چه در توان داريد مطالعه كنيد. هيچ فكر كرده ايد كه ما جهان سوميها چرا پيشرفت نمي كنيم ؟ چون مطالعه نمي كنيم. چرا جوانان ما بيكار هستند ؟ خيلي ساده ست. چون مطالعه نمي كنند. چرا فقر بيداد مي كند؟ چون ميزان مطالعه كم است.

 

*      خوب، بنظر شما چي بايد مطالعه كنيم ؟

 

-       ببين عزيزم، مهم نيست كه چي مطالعه كنيم؛ بلكه مهم اين است كه مطالعه كنيم. مي دوني ما ايرانيها در روز چقدر صرف مطالعه مي كنيم ؟ فاجعه ست. فقط يك دقيقه. در حاليكه غربيها بيشتر از چهار پنج ساعت مطالعه مي كنند.

 

*        پس كي بايد كار كنيم؟

 

-        مگر شما چند ساعت در روز كار مي كني؟

 

*       نزديك به 14 ساعت.

 

-       خوب هنگام كار كردن مطالعه كن ؟

 

*      مگه ميشه آقا، اگر رئيسم من رو در حال مطالعه ببينه بلافاصله اخراج ميشم.

 

-      خوب در زمانهاي باقيمانده مطالعه كن ؟

 

*        پس كي بخوابيم؟

 

-       مگر چند ساعت مي خوابي ؟

 

*        والله دكترا گفتن كه براي سالم موندن لازمه حداقل هشت ساعت در روز خوابيد.

 

-       وايسا ببينم. هشت و چهارده ميشه بيست و دو. خوب دو ساعت وقت برات باقي مي مونه.

 

*      اي آقا، پس كي خانواده و عيالمون رو زيارت كنيم ؟

 

-       اه، چقدر نق مي زني ؟ براي مطالعه نكردن بهانه زياده. بهرحالت بايد مطالعه كرد. بايد آمار را برد بالا. بايد تو دهن غربيها زد....

 

*       خوب حالا كجا مطالعه كنيم ؟

 

-       خوب در هر جايي كه امكانش پديد بياد. در منزل، در پارك، در كتابخونه...

 

*       كتابخونه ؟ كتابخونه دیگه چه جور جايي ست ؟

 

-       اي بابا، يعني تو نمي دوني كتابخانه چيه؟ يا چه شكليه؟ من رو دست انداختي ؟

 

*        نه به خدا، در مدرسه اتاقي داشتيم به نام كتابخانه كه هميشه دربش بسته بود. توي تلويزيون هم گاهي كتابخونه ديده ام ولي تا حالا وارد يك كتابخونه واقعي نشده ام.

 

-      باور نكردنيه. يعني توي شهر شما كتابخونه وجود نداره ؟

 

* چرا، يكي دو تا كتابخونه عمومي هست ولي راستش رو بخواي چندبار مي خواستم داخل بشم ولي چندشم شد. ساختمونهاي قديمي با بوي كهنگي و دلمردگي. من از اين فضاها متنفرم. تا اونجا كه مي دونم اين مكانها پاتوق بچه كنكوريهاي شروره.

 

- عجب ؟ پس توي اوقات فراغتت چه كار مي كني ؟

 

* اخيرا با قرض و قوله يك كامپيوتر خريدم. شبها آخر وقت مي رم توي اينترنت. چت و چت بازي. رفقا هم ميان. كلي حال مي ده.

 

- اونوقت از هشت ساعت خوابتون كم و كسر نمي شه ؟

 

* چرا، بعضي شبها فقط دو سه ساعت مي خوابم؛ به خاطر همين طول روز كسلم.

 

- خوب، همين وقت رو نمي توني صرف مطالعه بكني ؟

 

* اي آقا، اصلا كي گفته مطالعه يعني فقط كتاب خوندن. چت كردن و اينترنت بازي و ماهواره ديدن هم نوعي مطالعه است ديگه...

 

- مگه ماهواره هم داري ؟

 

* آره دارم . چيه، از ما بعيده ؟

 

- نه. برام جالبه.

 

* عيال به ما فشار آورد كه ما چيمون از اين جاريمون كمتره . ماهواره دارن همه شبكه هاي دنيا رو مي گيره. ما هم بايد داشته باشيم. بنده هم فرمودم چشم عزيزم. رفتم قرض و قوله كردم يكي خريدم.

 

- پس وضع زندگيتون بد نيست ؟

 

* اي آقا، اينا همش ظاهره. اگه مي شد يك كتاب به من بدي كه بتونم ياد بگيرم يك شبه ميلياردر بشم ؟

 

- اونوقت وقت خوندنش رو داري؟

 

* آره بابا ، براي خوندن همچين كتابي هميشه وقت دارم........................

 

|+| نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت   توسط محمد زره ساز  | 

استناد

" استناد" بر وزن " انتقاد" عملي را گويند كه بوسيله آن فرد مولف در اثر خويش به سخنان ديگران- با ذكر نام آنها- رجوع مي نمايد حال چه آن سخن واقعا از آن فرد يا افراد باشد و يا چه به آنها منتسب شده و يا چه از ديگراني كش رفته باشند . " علامه استناد الدوله" (در ميان اهل علم مشهور به لوطي ) در اثر مكرر استناد شده خويش يعني" استناد : طريق الاشتهاد" مي فرمايد :

" و استنادسنجي طريقي است براي علم رجال كه مي توان با آن عالم واقعي را از عالم نما و سره را از ناسره تشخيص داد چنانچه حقير در بررسيهاي خويش گاه به حقايقي رسيده ام كه بيان آنها سبب تهدير اعتبار و افزايش اختبار مي گردد. في المثل در مطالعه آثار مختلفه، به جماعتي از مؤلفين و مصنفين برخوردم كه گوئيا حلقه اخوت بسته و زنجير مروت گسسته و در آثار خويش در يك موضوع خاص تنها به يكدگر استناد ورزيده اند چنانكه فخرالمله در اثر خويش تنها به گفته هاي جميل الدوله و برخي از رفقاي خود و بالعكس جميل الدوله در اثر خويش به نوشته و گفته هاي فخرالمله و همان رفقا استناد نموده اند بدانگونه كه بارها مردد گشته ام كه براي مثال فلان عقيده خاص حقيقتا به كداميك از آنها متعلق است ؟؟؟ "

ايشان همچنين قطعه شعري را بدون استناد در اثر خويش نقل كرده اند كه اينجانب كتابگذار اعظم پس از بررسيهاي بسيار بدين نتيجه رسيدم كه اين شعر متعلق به " مستندالممالك " متخلص به الدنگ است كه در زمانه خويش، آن را براي ساير علماي بلاد مي فرستاد و از آنها طلب ياري مي كرد. وي خطاب به هريك از علما چنين مي فرمود :

 

بيا كه من و تو به يكدگر استناد كنيم

رفيق شفيق شويم و به هم اعتماد كنيم

 

بيا بدون ذكر نام و عنوان ديگران

از آنچه گفته و انگاشته اند انتقاد كنيم

 

بيا به ياري افكار و آراء همدگر

به جان مبحثي بيفتيم و اشتهاد كنيم

 

جناب بنده و عاليجناب قطب مبحثيم

سزد كه به افكار ديگران ارتداد كنيم

 

بيا كه فكر و راي ديگري را به نام خود

نموده مستند و شهرتش ازدياد كنيم

 

بيا كه ضمن احترام به اخلاق حرفه اي

به هر چه گفته و ناگفته ايم استناد كنيم

 

امروزه نيز استناد نقش مهم و حياتي در پذيرش و يا رد مقالات و كتب علمي دارد چنانكه گاه حساسيت بيش از حد شده و براي بديهيات نيز مي بايست استناد ورزيد. روزي ظريفي از نوخاستگان اهل علم به مزاح مي گفت :

" داوري مقالات چنان شده است كه اگر بنده مبتدي بنگارم كه كتاب از منابع اصلي كتابخانه هاست بلافاصله توبيخ شده كه استنادت كدام است و چه كسي آن را گفته ؟ و چنانچه عالمي چون لنكستر بلوفي بزرگ بزند و بگويد كه تا سال 2000 كتابخانه ها برچيده مي شوند بسياري بي تامل پذيرفته و هيچكس بدنبال مدرك و استناد نمي گردد و گفته اش همه جا نيز منتشر مي شود ؟ "

 

استناد سنجي همچنين نقش مهمي را در سنجش توليد علم و شناسايي علما، منابع و مدارك هسته ( يا پر استناد ) دارد چنانكه در اين رابطه گويا از قديم حساسيت زيادي ميان اهل علم وجود داشته است.

" بررو" در " تاريخ برري" خود شعري از " لوتكا ميرزا" ملقب به هسته نقل مي كند كه آن را در هجو يكي از نوخاستگان كه به آثار وي استناد نورزيده سروده است :

 

يك كتاب از خودت انگاشته، اي يعني چه ؟

بنده را هيچ نينگاشته، اي يعني چه ؟

 

هچو چلمنگ ببو خان بگور الشعرا

از خودت حرف عبث بافته، اي يعني چه ؟

 

در كتابت كه پر از حرف جفنگ است و دروغ

يك نظر بر كتب بنده نينداخته، اي يعني چه ؟

 

آخر اي شون پت چلمنگ كت كله بگو

چه كسي اي لقب هسته ما ساخته، اي يعني چه ؟

 

لقب هسته بدان حق طبيعي من است

چون كه در هر اثري نام مرا يافته، اي يعني چه ؟

                                                                               كتابگذار اعظم

|+| نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1385ساعت   توسط محمد زره ساز  | 

 
offshore bank account

sevom blog